در دنیای دستگاههای اینترنت اشیاء (IoT) تغییری در حال وقوع است که اکثر تولیدکنندگان هنوز توجه کافی به آن ندارند.
دستهبندی جدیدی از سختافزارهای متصل در حال شکلگیری است: دستگاههایی که برای انجام وظایف یا جمعآوری داده طراحی نشدهاند، بلکه هدفشان ایجاد «حضور مداوم»، «تعامل عاطفی» و «همراهی در گفتگو» است. اینها صرفاً اسپیکرهای هوشمندی با بازاریابی بهتر نیستند؛ آنها کلاس کاملاً متفاوتی از دستگاههای IoT با الزامات اتصال، انتظارات کاربر و تعریف متفاوتی از این هستند که «کار کردن» دستگاه واقعاً به چه معناست.
هنوز نام واحد و توافقشدهای برای این دسته وجود ندارد. برخی آن را «هوش مصنوعی فیزیکی» (Physical AI) و برخی دیگر «دستگاههای همراه هوشمند» مینامند. عناوین هنوز در حال تغییرند، اما بازار، خیر.
آنچه در حال ظهور است
این فقط یک دستهبندی برای آینده نیست؛ نمونههای اولیه آن همین حالا در بازارها و کاربردهای مختلف ظاهر شدهاند. دستگاههای نوظهور در حال ورود به بازار هستند. «Pophie» که در مه ۲۰۲۶ توسط شرکت سنگاپوری InsBotics در کیکاستارتر عرضه شد، به گونهای طراحی شده که بهجای پاسخ دادن به دستورات، بهطور فعالانه تعامل با کاربر را آغاز میکند و خود را به عنوان هوش مصنوعیای معرفی میکند که «متوجه میشود» نه اینکه «منتظر بماند».
«ElliQ» ساخته شرکت Intuition Robotics، مشخصاً برای همراهی سالمندان طراحی شده است. این دستگاه بر گفتگو، تشویق و تعامل روزانه تمرکز دارد و در مقیاس وسیع توسط سازمانهای دولتی در ایالات متحده به کار گرفته شده است. در ژانویه ۲۰۲۵، این شرکت یک راهکار مراقبتی را راهاندازی کرد که قابلیتهای همراهی ElliQ را با یک اپلیکیشن مراقبتی ترکیب میکند تا سلامت را پایش کرده، بدخوابی یا بیماری را تشخیص داده و هشدار ارسال کند؛ این یعنی حرکتی فراتر از همراهی صرفاً کلامی به سمت پشتیبانی فعالانه از سلامت.
«LOVOT» از شرکت ژاپنی Groove X، رویکرد متفاوتی دارد. این دستگاه بهجای کاربرد، بر «آسایش عاطفی» تمرکز دارد و از بیش از ۵۰ حسگر برای تشخیص دما، لمس و فاصله استفاده میکند تا شخصیت خود را بر اساس تعاملات فردی و از طریق یادگیری عمیق تطبیق دهد. این دستگاه سعی نمیکند به معنای سنتی «مفید» باشد، اما نکته اصلی دقیقاً همین است. این محصولات همگی یک گروه کاربری را هدف قرار نمیدهند یا مشکلات یکسانی را حل نمیکنند، اما مجموعهای از الزامات فنی دارند که آنها را از هر دسته دیگر IoT که در حال حاضر تولید انبوه میشود، متمایز میکند.
چرا دستگاههای همراه هوشمند با سایر دستگاههای IoT متفاوتاند؟
بیشتر محصولات IoT حول تعاملات کاربردی ساخته شدهاند. ترموستات دما را تنظیم میکند، دوربین امنیتی حرکت را تشخیص میدهد، دستگاه پوشیدنی دادههای سلامت را ردیابی میکند و اسپیکر هوشمند به یک سوال پاسخ میدهد یا موسیقی پخش میکند.
دستگاههای همراه هوشمند تحت مدل متفاوتی عمل میکنند؛ آنها برای تعاملات مداوم طراحی شدهاند، نه استفادههای گاهبهگاه. از دستگاه انتظار میرود الگوها را تشخیص دهد، تداوم داشته باشد و به بخشی از زندگی روزمره کاربر تبدیل شود.
این موضوع تعریف متفاوتی از «موفقیت محصول» ایجاد میکند. یک حسگر هوشمند اگر دادههای دقیق جمعآوری کند و قابلاطمینان باشد، موفق است. اما یک دستگاه همراه ممکن است از نظر فنی کار کند، اما اگر کاربران نخواهند دوباره با آن تعامل کنند، شکستخورده است. در این دسته، تعامل عاطفی یک ویژگی «اضافی و خوب» نیست، بلکه بخشی از تجربه محصول است.
به همین دلیل است که عبارت «بیا گفتگو کنیم!» (Let’s Convo!) فراتر از یک شعار جذاب است؛ این عبارت بازتابدهنده یک «اصل طراحی» است. گفتگو در اینجا تبدیل به «رابط کاربری» میشود. دستگاه باید بداند چه زمانی صحبت کند، چه زمانی مکث کند، چه زمانی گوش دهد و چه زمانی حرف کاربر را قطع نکند. باید آنقدر طبیعی باشد که کاربر بخواهد فردا هم با آن تعامل کند، نه اینکه فقط یکبار آن را امتحان کند.
این دستگاهها در کجا اهمیت بیشتری پیدا میکنند؟
واضحترین کاربرد، همراهی هوشمند است، اما فرصت بسیار گستردهتر است. هوش مصنوعی گفتگومحور میتواند چندین دسته از IoT را که وابسته به اعتماد، زمانبندی و تعامل انسانی هستند، بازطراحی کند.
- سلامت از راه دور (Telehealth): یکی از روشنترین مثالهاست. ElliQ از طریق برنامههایی مانند دفتر سالمندان ایالت نیویورک مستقر شده است و از طریق گفتگوهای روزانه، بررسی وضعیت سلامت، یادآوریها و تعامل اجتماعی به سالمندان کمک میکند. تا مه ۲۰۲۵، بیش از ۸۰۰ سالمند به این برنامه در نیویورک پیوستهاند و هزاران درخواست دیگر نیز ثبت شده است. راهکار جدید مراقبتی ElliQ همچنین به اعضای خانواده اجازه میدهد تا بهروزرسانیها را دریافت کرده و سیگنالهای سلامت را از راه دور پایش کنند.
- آموزش: جایی است که هوش مصنوعی فراتر از چتهای ساده حرکت میکند. «Khanmigo» از آکادمی خان به عنوان یک معلم خصوصی طراحی شده که میتواند دانشآموزان را راهنمایی کند، سوالات تکمیلی بپرسد و بهجای پاسخ دادنِ صرف، پشتیبانی شخصیسازیشده ارائه دهد. این پلتفرم در صدها منطقه آموزشی آزمایش شده است.
- نسل جوان: در میان کاربران جوان، همراهی هوشمند به سرعت در حال تکامل است. پلتفرمهایی مانند Pophie، Character.AI و Replika این ایده را محبوب کردهاند که هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک همدم گفتگو، همکار خلاق یا سیستم پشتیبانی عاطفی عمل کند. مطالعات اخیر نشان داده که درصد بالایی از نوجوانان آمریکایی با هوش مصنوعی همراه آزمایش کردهاند و بسیاری از آن برای گفتگو، ابراز احساسات، سرگرمی یا تمرین تعاملات اجتماعی استفاده میکنند.
سایر سناریوها شامل رباتهای مهماننوازی، راهنمای موزهها، نمادهای تعاملی برندها، مربیان سلامت، دستگاههای پشتیبانی درمانی و دستیاران هوشمند محیط کار است. در هر مورد، سوال اصلی این نیست: «آیا دستگاه میتواند پاسخ دهد؟»، بلکه این است: «آیا دستگاه میتواند در تعاملی شرکت کند که بهاندازه کافی مفید، بهموقع و انسانی باشد که ادامه یابد؟»
آنچه تولیدکنندگان IoT باید پیش از ورود بدانند
- کفِ هزینهی سختافزار بالاتر از آن چیزی است که به نظر میرسد: دستگاه همراه نیازمند آرایهای از حسگرها، پردازش داخلی برای آگاهیِ همیشه فعال و حافظهای است که تداوم را پشتیبانی کند.
- مدل اتصال باید تداوم تعامل را در نظر بگیرد: اگر دستگاه بهخاطر نوسان شبکه برای چند ثانیه سکوت کند، از نظر عاطفی برای کاربر شکست خورده محسوب میشود.
- چرخه بهروزرسانی هرگز متوقف نمیشود: کاربران با دستگاههای همراه خود روابط مستمری برقرار میکنند. محصولی که در زمان عرضه ارائه میشود، باید به مرور زمان بهبود یابد.
- شاخص موفقیت «ماندگاری» (Retention) است، نه «فعالسازی»: دستگاههای همراه بر اساس اینکه آیا کاربران انتخاب میکنند روز بعد هم با آنها تعامل کنند یا خیر، موفق یا شکستخورده محسوب میشوند.
- زیرساختِ زیرِ تعامل، از خودِ محصول جداییناپذیر است: تأخیری (Latency) که در یک دمو نامرئی است، در استفاده روزمره از نظر عاطفی مخرب میشود.
چرا «بیا گفتگو کنیم!» اهمیت دارد؟
این عبارت نشاندهنده مسیری است که صنعت به سمت آن حرکت میکند. گفتگو، غیررسمی، ساده و اجتماعی است. این عبارت نشان میدهد که تعامل، «دستور دادن» نیست، بلکه «یک لحظه اشتراکی» است. آینده اینترنت اشیاء همچنان شامل اتوماسیون و جمعآوری داده خواهد بود، اما بخش بزرگی از بازار توسط دستگاههایی شکل میگیرد که کاری شخصیتر انجام میدهند: با کاربران صحبت میکنند، آنها را به یاد میآورند، حمایتشان میکنند و حس تداوم ایجاد میکنند.
برای سازندگان، درس واضح است: دستگاههای همراه هوشمند، اسپیکرهای هوشمندی با شخصیت بهتر نیستند؛ آنها نوع جدیدی از محصول IoT با انتظارات جدید در مورد آگاهی، حافظه، زمانبندی، حریم خصوصی و تعامل عاطفی هستند.
دسته بزرگ بعدی در IoT، با این تعریف نمیشود که دستگاه با دستور چه کاری میتواند انجام دهد، بلکه با این تعریف میشود که آیا کاربران میخواهند گفتگوی بعدی را با آن آغاز کنند یا خیر.


بدون دیدگاه